من ِ بی تو...
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 12:21
شاید یه روزی فکر میکردم تموم میشه، اما نشد...گاهی وقتا هجوم فکر انقد زیاده که مغزم نمیتونه تصمیم بگیره اول به کدوم فکر کنه...چیشد که اینجای زندگی وایسادم؟چیشد که انقد از تو دورم؟ من نمیدانستم، معنی هرگز راتو چرا بازنگشتی دیگر....؟!
کاش...
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 12:21
برای تو، برای چشمهایتبرای من، برای دردهایمبرای ما، برای اینهمه تنهاییای کاش خدا کاری کند...
تو
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 12:21
تو عزیز خواهی ماندحتی اگر فاصله ها نگاهت را از من دور کنند... خیلی وقت پیشا، همون اوایل، اینو "تو" برام فرستاده بودی...
و باز هم کنکور
-
تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 12:21
امیدوارم تا حداقل ۵ ماه آینده همینقدر برای درس خوندن انرژی داشته باشم.میخوام به معنای واقعی، برازنده ی کلمه ی "دکتر" باشم انشاءالله❤
خودم!
-
تاریخ: 1396/3/3 ساعت: 8:06
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
زندگی یک روزه!
-
تاریخ: 1396/3/3 ساعت: 8:06
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
....
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:54
من اشتباه کردم...
دیگه حرفام عنوان نمیخوان!
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 4:11
چی باید بگم از چیزی که نمیدونم؟! یا چطوری بگم از چیزی که میدونم؟! چرا نمیشه که بشه؟! خسته م از این حجم از تنهایی... خستهههههه!
انــــــار
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:16
لیلی زیر درخت انــــــار نشست .درخت انـــــــار عاشق شد، گل داد .سرخ سرخ . گل ها انــــــار شد .داغ داغ ، هر انــــــاری هزارتا دانه داشت .دانه ها عاشق بودند .دانه ها توی انــــــار جا نمیشدند .انــــــار کوچک بود . دانه ها ترکیدند .انــــــار ترک برداشت .خون انــــــار روی دست لیلی چکید .لیلی انـــ...
.....
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:16
چه دل گرفته هوایی و چه پافشرده شبی....
بی حوصله نوشت!
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:16
خسته تر از اونی هستم که بخوام حتی فکر کنم... خوبم، خوب ِ خوب ِ خوب! فقط خسته م. خودم، دلم، روحم... خدایا یه نگاهی به دلم بنداز، ممنونتم :) در دلم، هلهله ای از سکوت حکمفرماست ...
غریبه نوشت
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:15
این دنیا همیشه یه چیزی کم داشته برای هرکس به یه نحوی کم گذاشته خیلیا برا بدست آوردن خواسته هاشون تلاش کردن، اما دنیاست دیگه!! خداروشکر همیشه همه چی داشتم... یه جاهایی شاید داشته هام با نقص روبرو شدن، اما حتی کم، بازم داشتمشون... اما یه چیزی رو بیشتر از همه چی داشتم تا حالا .... تنهایی!! همیشه بوده، ...
ای کنار ِ دگری، خفته ی من :(
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:15
غربت عشق همینجاست... درست همینجا این جمله از یک دلداده، قشنگترین چیزیه که تو حافظه ی آدم میمونه ... (قلب)
ناگفته ها ...
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:15
اگر اومدی!! رمز همونه که میدونی ...
شرح حال!
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 17:15
جز تو هیشکی مهربون نبود! زندگی منو از عشق من، راحت جدا کرد...